أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

169

تجارب الأمم ( فارسى )

حامد بن عباس و جانشين او بودم ، امير مؤمنان دستور داده بود كه گفته‌هاى او را بپذيرم . حامد به من گفت : امير مؤمنان دستور داده است كه اين بستانكارى از اين دو كارگزار زدوده شود ، و يادداشتى در اين باره بنوشت و من زير يادداشت حامد نوشتم : دستور اجرا شود و اين وظيفهء هر جانشين وزير مىباشد . ابن * فرات گفت : تو هميشه مخالف و دشمن حامد بودى و كوچكترين نادرستى او را در قيمت گذارى در پيمانها بزرگ مىنمودى تا آنجا كه كشاكشهاى شما دو تن زبانزد مردم شده بود [ 1 ] . پس چرا دربارهء اين دارائى هنگفت ، از امير مؤمنان اجازت دريافت نكردى ؟ على بن عيسى گفت : من در هفت ماه آغاز كار دبير حامد بودم و سپس امير مؤمنان چنان ديدند كه بر من اعتمادى بيشتر بنمايند و اين پيشامد براى مادرائيها در آغاز كار حامد بود . ابن فرات گفت : هنگامى كه امير مؤمنان بر تو اعتماد كرد چرا اين نادرستى حامد را به او تذكر ندادى ؟ گفت : من از اين كار چشم پوشيدم ، زيرا من در ذى قعدهء [ سال سيصد و شش حسين ابن احمد مادرائى ] را به پيشگاه امير مؤمنان برده ، دستنوشت او را براى پيمان خراج و روستاها در مصر و شام گرفته بودم ، كه غير از هزينه‌هاى جارى و ماهيانهء سپاهيان در آن بخشها ، يك ميليون دينار درست ، بىكاهش يك درم به بيت المال برساند . من پيش از آن دستنوشت او دربارهء هزينه‌هاى جارى و ماهيانهء سپاهيان هر بخش را نيز ، جدا جدا ، از او گرفته بودم * كه در « ديوان مغرب » موجود است و اين بالاترين كارى بود كه من توانستم انجام دهم . ابن فرات گفت : تو از كودكى دفتر دارى كرده‌اى ! سالهاى بسيار « ديوان مغرب » را راه مىبردى ، سپس سالهاى دراز وزير شدى و كار كشور را مىگردانيدى ، آيا هيچ شنيدى كسى ، يك بدهى نقدينه را ، با بدهى مدت دار ، عوض كند و بر پيمانى اميد بندد ؟ گو اينكه تو همچنانكه گفتى ، چشم پوشى را در سياست درست يافتى ، ولى آيا تو در مدت پنج سال كشور دارى بدهى او را برابر آن پيمان دريافت كردى ؟ او در پاسخ گفت : مقدارى از بدهى اين پيمان در نخستين سال به ما رسيد ، سپس علوى [ 2 ] از آفريقا يورش آورد و بر بيشتر سرزمين مصر چيره شد . مونس

--> [ ( 1 - ) ] M : ن . ك خ 5 : 147 . [ ( 2 - ) ] مهدى عبيد الله . ن . ك : صله عريب : 51 پ 6828 .